از دیروزی ها
با احترام به آقاي رويايي، تقديم به آقاي رجايي
زن – شويي
عبارت از چيزي هستي ، به موقع چنان مي شكفي انگار
نه، ايا وكيلم،براي سومين بار
اين جا را امضا مي كنم ، امضايم از تغيير نامم شكل مي گيرد، كمي گرد و بر مي گردم.
هميشه در فاصله گرفتن از نام به امضا مي رسم،اين كار زمان مي خواهد ، زمان در زير آن قرار مي گيرد، يعني فاصله تقسيم بر لكنت زبان- حاصل جيزي نيست جز امضاي من.
آنهايي كه دو دستي به امضا چسبيده اند از تاريخ عقب مي مانند، بقيه كه به تاريخ مي رسند دست مي شويند.
ما بسيار پاكيزه ام
يك دسته پاي امضاي شان مي ايستند تا علف زير پاي شان سبز شود
اكثر آدمها بسيار صبورند،ان الله مع الصابرين
بقيه زير امضايشان مي خوابند، در رويايشان حاضر مي شوم، نه براي اينكه بيدارشان كنم ، فقط مي خواهم آنها را بترسانم، با سرعت خارج مي شوم، ولي به خيالم آنها مرده اند.
آنهايي كه در سطح حركت مي كنند،در سطح حركت مي كنيم هميشه، تا سم در عمق قرار گيرد
اثر انگشت ما در اين جنايتها قابل رويت است.
همه از تغيير نام به امضا نمي رسند، فقط بعضي ها- بقيه دست مي شويند،گفته بودم انالحق
نام جديدش روي دجله سبز شد،بدون امضا
جعلي ام ، دستي كه مرا مي زند آستين دارد - ندارد
آقايان اين اثر انگشت با اين امضا مطابقت ندارد - گلويم را رها نمي كند - احسنت
مي خواهم جاي او به اولي برگردم كمك كنيد آب مرا مي برد ،به رو مي برد آب كمك
ما خانه خود را روي آب ساخته ايم ، روي آب راه مي رويم، خاكسترمان روي آب مي ماند به شكل ناممان و بسيار صبوريم
آب مرا به جاي ديگري برد، دستهايي كه دنيا را خط خطي كرده از يك خط شعر ننوشته، گفتم هم محل وحي باش هم كاتب وحي
خالي گذاشت ، به ما هم نگفت، مي ترسيد دستش رو شود
ديگري نام او را بر امضاي خود گذاشت، يعني نام يكي امضاي ديگري شد. فاصله اي نبود گاهي وقت ها اينطوري است.وقتي فاصله صفر باشد، سرعت هم صفر ايستاد. استاد
حالا يك تف شده ام اينجا جاي امضاها
خرداد 81
"زن- شويي" روايت سه سال پيش منه كه همين طوري امضاش كردم و خودم اديت شدم . حالا هر روزه كه فكر مي كنم تا اديت نهايي خيلي مونده ،هي دارم از رو دست خودم پاكنويس مي شم. گاهي وقتها نه هميشه اينطوريه
مگه نه سعيد؟ تو بگو